رفقای عزیز کرگدن مووی، برای اینکه از اخبار و حواشی سینما و همینطور جدیدترین قابلیت های سایت و اپلیکیشن مطلع بشید در کانال تلگرام کرگدن مووی عضو شید:) لینک کانال در قسمت تماس با ما قرار گرفته.
رفقای عزیز کرگدن مووی، برای اینکه از اخبار و حواشی سینما و همینطور جدیدترین قابلیت های سایت و اپلیکیشن مطلع بشید در کانال تلگرام کرگدن مووی عضو شید:) لینک کانال در قسمت تماس با ما قرار گرفته.
با ارزش ترین تجربه ها از دل دردناک ترین و تلخ ترین خاطره ها به دست میان.
فیلم تایتانیک از اون فیلمهاییه که سازندههاش تا ته دنیا رفتن تا همهچیزش واقعی و دقیق باشه. ولی یه جای کار میلنگه. بیشتر خطاها و اشتباهات تاریخی فیلم، فقط دور یه نفر جمع میشن: “جک داوسن”.
وسایل و خاطراتش انگار از آینده اومدهن. چیزهایی میگه و جاهایی رو اسم میبره که اصلاً تا سالها بعد از غرق شدن کشتی ساخته نشده بودن.
و خب اینجا اون لحظهست که ” کرگدن” دست به کار میشه.
IMDb rate
7.9/10
این تئوری میگه “جک” هیچوقت وجود نداشته.
یه فانتزی عاشقانهست که “رزِ” شکسته ساخت تا بتونه از دل یک فاجعهی وحشتناک، چیزی زیبا بیرون بکشه. یه رویا که توش عشق، آزادی، شور، و حتی موسیقی هست — دقیقاً چیزهایی که توی زندگی واقعیاش گم کرده بود.
“رز” داشت با کسی ازدواج میکرد که دوسش نداشت، فقط برای پول. حالا شاید “کال” واقعاً اونقدرا هم بد نبوده باشه، ولی چون “رز” ازش خوشش نمیاومده، توی ذهنش اونو یه آدم وحشتناک تصور میکنه. و بعدش، خب… داریم در مورد “تایتانیک” حرف میزنیم یه فاجعهی تاریخی و روحی که صد سال بعد هنوز سر زبونه. اونقدر دردناک بوده که “رز” نمیتونه باهاش کنار بیاد… مگه اینکه یه اتفاق خوب هم کنارش افتاده باشه.👀
ولی وقتی دقیقتر نگاه میکنی، جزئیات در مورد “جک” اشتباهن:
همهی این اشتباهها و بیدقتیها فقط اطراف یه نفر میچرخه: “جک”.
انگار یه ذهن ثروتمند تلاش کرده یه فقیر جذاب رو خلق کنه و چون اطلاعات دقیقی نداشته، این اشتباهات رو مرتکب شده.
مثل یه قایق نجاتِ خیالی، وسط اقیانوسی از ترس
حالا تنها مدرکی که ممکنه داستانش رو تایید کنه، اون طراحی معروفه. یادته👀؟
ولی نقاشی که امضای «جک» رو نداره. تازه، طراحی توی وسایل “کال” پیدا میشه. خب صادقانه نگاه کنیم: کدوم سناریو منطقیتره؟
اینکه “جک” واقعاً وجود داشته و همهچی هم عالی و عاشقانه بوده، و “کالِ” عصبانی و حسود، اون طراحی رو یهجوری بدستش آورده و نگه داشته؟
یا اینکه “کال” به عنوان یه مرد ثروتمند سفارش داده یکی همچین تصویری از نامزدش بکشه (احتمالاً برای مصرف شخصی و اروتیک!) و “رز” بعدها اون تصویر رو توی ذهنش گذاشته کنار داستان خیالی “جک”؟
حالا سؤال اصلی اینه: آیا “جک داوسن” واقعاً وجود داشت؟ یا فقط یه روایت شاعرانهست که ذهن یه زن بازمانده ساخت تا بتونه با یه تراژدی کنار بیاد؟
“نظریهی کرگدن” همینجاست که جون میگیره:
بین قابهای طلایی سینما، گاهی شخصیتها “واقعی” نیستن؛
فقط چیزین که ما نیاز داریم باورشون کنیم.
این فیلم برای تو ساخته شده اگه تایپ شخصیتیت یکی از ایناست:
باهم در ارتباطیم!
دروداین نظریه برای فیلم مظنونین همیشگی بیشتر به کار میآید
واقعاااا عالی بود چه دقتییی الان که بهش فکر میکنم خیلی منطقی بنظر میاد