رفقای عزیز کرگدن مووی، برای اینکه از اخبار و حواشی سینما و همینطور جدیدترین قابلیت های سایت و اپلیکیشن مطلع بشید در کانال تلگرام کرگدن مووی عضو شید:) لینک کانال در قسمت تماس با ما قرار گرفته.
رفقای عزیز کرگدن مووی، برای اینکه از اخبار و حواشی سینما و همینطور جدیدترین قابلیت های سایت و اپلیکیشن مطلع بشید در کانال تلگرام کرگدن مووی عضو شید:) لینک کانال در قسمت تماس با ما قرار گرفته.
_…رفته بودم خودکشی کنم، توت چیدم آوردم اینجا، آقا یه توت ما رو نجات داد، یه توت!
– توت رو خوردی و خانوم هم توت رو خورد و همه چی خوب شد؟!
– خوب؟ خوب نشد، فکرم عوض شد، حالم عوض شد.
انگار در مكثی خالی ميان دو دقيقهی پرهياهو …
ميان بینهايت گذشته و بینهايت فردا…
در این پاییزِ غمانگیز، سینمای ایران یکی از ستونهای خاموش خود را از دست داد. همایون ارشادی، معماری آرمانگرا که که در دیداری تصادفی به جهان تصویر پا گذاشت، امروز در ۷۸ سالگی، پس از مبارزهای طولانی با سرطان، ما را ترک کرد. او که بیش از هر چیز با نقشآفرینیاش در «طعم گیلاس» عباس کیارستمی شناخته میشود، نمادی بود از جستجوی بیپایان زندگی در میان سایههای مرگ همان عنصری که فیلم کیارستمی را به یک شعر سینمایی تبدیل کرده بود:
تصور کنید: تهرانِ شلوغِ دههی ۷۰، جایی که ماشینها در ترافیکِ بیانتها گیر افتادهاند، همچون روحی سرگردان در جستجوی معنا. همایون ارشادی، معمار موفق و بیخبر از دنیای بازیگری، پشت چراغ قرمز منتظر است. ناگهان، ضربهای به شیشهی ماشین؛ عباس کیارستمی، آن شاعرِ دوربینبهدست، خودش را معرفی میکند:”شما را برای فیلمی میخواهم.” این دیدارِ اتفاقی، همچون صحنهای از خودِ «طعم گیلاس»، جایی که قهرمان قصه در ماشینش به دنبال همراهی برای سفر آخر میگردد، ارشادی را از زندگی روزمره به عمق هنر کشاند.
روز بعد، کیارستمی به دفتر معماری او میرود، حرفها رد و بدل میشود، و پیش از سفر کارگردان به جشنوارهای خارجی، ارشادی با دستیار کیارستمی تست میدهد. سه هفته انتظار، و سپس، نقش اصلی در فیلمی که نخل طلای کن را برد. فیلمی پر از سکوتهای تأملبرانگیز و منظرههای طبیعی، زندگی را همچون گیلاسی رسیده بر شاخهی درخت به تصویر میکشد.
ارشادی در «طعم گیلاس» نه تنها بازی کرد، بلکه زندگی کرد؛ چهرهاش، با آن نگاه عمیق و آرام، بازتاب همان جستجوی درونی بود که کیارستمی در فیلمش کاوش میکرد. جادههای خاکی اطراف تهران، گفتوگو با غریبهها دربارهی مرگ و زندگی، و آن پایان باز که تماشاگر را به فکر وامیدارد.
همه اینها در وجود ارشادی تجلی یافت. او که پیش از این فیلم، هرگز جلوی دوربین نایستاده بود، با این نقش، سینمای ایران را به جهان معرفی کرد و بعدها در فیلمهایی چون «بادبادکباز» و «آگورا» درخشید. اما همیشه، طعم گیلاس بر زبان خاطراتش ماند؛ اثری درخشان که همچون نسیمی ملایم در میان درختان، یادآوری میکند که مرگ، بخشی از زیبایی زندگی است.
امروز، با درگذشت ارشادی، انگار آن جادههای «طعم گیلاس» خالیتر شدهاند. اما میراثش، همچون طعم شیرین میوهای رسیده، در دل سینمادوستان باقی میماند.
امیدواریم که ارشادی و کیارستمی در آن سوی جاده، طعم زندگی ابدی را بچشند.
به یاد “همایون ارشادی”…
باهم در ارتباطیم!
دم شما گرم که سینمای شاعرانه کیارستمی رو زنده نگه میدارید
وای..
غیر از. هنر که تاج سر آاافرینش است دوران هیچ منزلتی پایدار نیست😞
روحشون شاد…. چقدر دردناکه از دست دادن این اسطوره ها